فلسفه بافی های یک دیوانه

اِی دِلْ که بی‌گُدار به آبیْ نِمی‌زَدی... بی قایِقتْ میاٰنهٔ دَریا چه می‌کُنی؟

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

توسط Gray | شنبه هفتم مهر ۱۴۰۳ | 4:53

بار دیگر هم قسم خوردم فراموشت کنم

آه از این باری که از کفاره بر دوش من است

توسط Gray | یکشنبه یکم مهر ۱۴۰۳ | 3:38

یادم نمیاد آخرین بار کِی از ته دل خندیدم

یادم نمیاد آخرین بار کِی ذوق ی چیزیو داشتم

یادم نمیاد آخرین بار کِی یک نفر رو بدون تبصره دوست داشتم

یادم نمیاد آخرین بار کِی ینفر با محبت بهم شب بخیر گفت

یادم نمیاد آخرین بار کِی ی رویای شیرین داشتم

یادم نمیاد آخرین بار کِی کسی بدون اینکه نیازم داشته باشه صرفا خواست که وقت بگذرونه باهام،

یادم نمیاد آخرین بار کِی حس زنده بودن میکردم

مدت هاست که ذوقی برای هیچ اتفاقی ندارم... بوی مرگ میدم، بوی مدفون شدن.

آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
شمارنده

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای فلسفه بافی های یک دیوانه محفوظ است .