فلسفه بافی های یک دیوانه

اِی دِلْ که بی‌گُدار به آبیْ نِمی‌زَدی... بی قایِقتْ میاٰنهٔ دَریا چه می‌کُنی؟

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

خودسازی از سرِ بیکاری!

توسط Gray | پنجشنبه سوم آبان ۱۴۰۳ | 1:31

از خزون پاییزی فقط لگد کردنِ برگ های خشک انجیر ته حیاط سهم من شده

این روز ها پر از غم‌اَم

پر از احساسات ناپایدار

در جدال آسودگی یا جنگیدن، رها کردن یا دوباره بلند شدن، اما بلند شدن تا کی؟!

کاش دست بردارم از مرور فرصت های از دست رفته، و هراسِ آینده! اضطراب آینده، بیش از حسرت گذشته، روانم رو آشفته کرده، از طرفی خوشحالم که در تکاپو‌ ام. از اینکه مسیر های مختلف زندگیم رو میسنجم، راضیم.

با اینکه بار ها امتحانش کردم اما باز هم برام عجیبه که مسیر رشد چطور اینقدر غمگین و خاکستریه؟ در انتهای این مسیر، استخوان های من باقی خواهند موند که شادی رو درک کنند؟! اصلا کدام انتها؟ کدام مسیر! کدام شادی!!!

سخت صبورم و سخت امیدوار، البته مطمئن نیستم که صبرم انتخاب خودم بوده باشه، بیشتر شبیه جبره.. اسمشو میذارم: "صبر! توفیقِ اجباری"

هرچند! مدت هاست هیچ "بلی" نشنیدم:( مدت هاست دربی باز نشده... مدت هاست نگاهم به آسمونه، چشمم به دست هاش!

مدت هاست قره‌العینی طلب دارم از خدای ناز و غمزه

.

پ.ن/ بعضی نشدن ها، هدیه های بزرگی هستند که به چشم نمیان، اما میدونم که وجود دارند، گفتم که بدونی که حواسم هست مهربون‌خدا. ماچ بت.

آرشیو وب
  • اسفند ۱۴۰۴
  • بهمن ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۱
  • اردیبهشت ۱۴۰۱
شمارنده

آمارگیر وبلاگ

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای فلسفه بافی های یک دیوانه محفوظ است .